![]() |
![]() |
|
| دست نوشتهای تنهایی روزبه روزبهانی |
|
هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري..
هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري.. هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري...! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 مرداد1385ساعت 3:48 AM توسط روزبه روزبهانی |
|
|
اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه
تموم خطهاي تلفن / تالارهاي گفتگو و اي ميل ها اشغال ميشه ..پر ميشه از (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش))! يا (( تو را عاشقانه مي پرستم )) ((مراقب خودت باش)) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم)) پس عشق و محبت را تقديم انكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي نباشد...! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 مرداد1385ساعت 3:36 AM توسط روزبه روزبهانی |
|
|
در این دنیای بی آغاز و بی پایان
در این صحرا که جز گرد و غبار از ما نمی ماند دلم میخواست: خدا زین تلخکامی های بی هنگام بس می کرد نمی گویم پرستوی زمان را در قفس می کرد نمی گویم به هر کس بخت و عمر جاودان می داد نمی گویم به هر کس عیش و نوش رایگان می داد؛ همین ده روز هستی را امان می داد... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 1:13 AM توسط روزبه روزبهانی |
|
|
شب شد خورشید رفت آفتاب گردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جستجو میکرد ناگهان ستاره ای چشمک زد ! آفتاب گردان سرش را به زیر افکند آری . گلها خیانت نمی کنند ...!
بزرگترین آرزوی من این است که کوچکترین آرزوی تو باشم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 مرداد1385ساعت 1:11 AM توسط روزبه روزبهانی |
|
|
دختر کوری توی این دنیای نامرد زندگی میکرد .
این دختره یک دوست پسر داشت که عاشق اون بود. دختره همیشه میگفت : اگه من چشم داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم . یه روز یکی پیدا شد که چشماشو به اون داد. وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره . دختره بهش گفت که من دیگه تو رو نمیخوام پس برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت که : مواظب چشمهای من باش |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 3:39 PM توسط روزبه روزبهانی |
|
|
تنهایی بیشتر از دیروز کمتر از فرداها |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 مرداد1385ساعت 10:19 PM توسط روزبه روزبهانی |
|
|
امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم باز امشب در اوج آسمانم باشد رازی با ستارگانم امشب یک سر شور و شوقم از این عالم گویی دورم ...! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 مرداد1385ساعت 9:48 PM توسط روزبه روزبهانی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 2:41 AM توسط روزبه روزبهانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| شناسنامه وبلاگ |
نام:غم
شهرت:سرگردان زادگاه:ویرانه نام پدر:رنج نام مادر:درد چراغم:شمع مونسم:شب کارم:حسرت فریادم:سکوت سقفم:آسمان آرزویم:مرگ زندگیم:فقط تو… وصیتت چیست؟به او بگویید دوستش دارم نقطه ته خط |
| دست نوشتهای قدیم |
|
مرداد 1388 مهر 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|